مقالات تخصصی

دانشجو بودن کافی نیست؛ آینده کشور را باید ساخت، نه انتظار کشید

دانشگاه در ایران همیشه محل امید بوده است؛ امید به پیشرفت، توسعه و حل مسائل کشور. اما امروز، با واقعیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فناورانه‌ای روبه‌رو هستیم که دیگر اجازه نمی‌دهد مسیرهای قدیمی پاسخ‌گو باشند.
مدل سنتی «دانشجو، مدرک، استخدام و حقوق ثابت» نه‌تنها برای بسیاری از فارغ‌التحصیلان دست‌نیافتنی شده، بلکه حتی در صورت تحقق، اغلب به روزمرگی، بی‌انگیزگی و اتلاف استعداد ختم می‌شود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: دانشجو قرار است منتظر بماند یا سازنده باشد؟

دانشجویان نسل جدید؛ مسئله‌محور، نه استخدام‌محور

دانشجوی امروز، به‌ویژه در رشته‌های فنی و فناورانه مانند ژئوماتیک، دیگر نباید خود را صرفاً «نیروی آماده استخدام» بداند. کشور با کمبود نیروی کار مواجه نیست؛ با کمبود حل‌کننده مسئله مواجه است. مسائلی مانند مدیریت منابع آب، فرونشست زمین، بحران محیط‌زیست، ناکارآمدی تصمیم‌سازی، خام‌فروشی منابع و ضعف زیرساخت‌های داده و فناوری پروژه‌های درسی نیستند؛ مسائل واقعی کشورند که اگر حل شوند، هم ارزش اقتصادی خلق می‌کنند و هم آینده می‌سازند.

دانشجویی که یاد می‌گیرد یک مسئله را درست ببیند، برای آن راهکار طراحی کند، نمونه اولیه (MVP) بسازد، تیم تشکیل دهد و از مسیر استارتاپ، شرکت دانش‌بنیان یا محصول فناورانه جلو برود دیگر منتظر استخدام نمی‌ماند؛ خودش شغل می‌سازد.

نقش استاد؛ از آموزش صرف تا مربی‌گری مسیر آینده

اما این تحول، بدون تغییر در نگاه اساتید ممکن نیست. استاد دانشگاه امروز، فقط انتقال‌دهنده دانش نیست؛ معمار ذهن و مسیر آینده دانشجوست. در شرایطی که امکانات آزمایشگاهی محدود است، بودجه پژوهشی ناچیز است، حقوق و شأن دانشگاهی تحت فشار است و قدرشناسی اجتماعی کاهش یافته شاید ساده‌ترین کار، ادامه همان مسیر قدیمی باشد؛ اما ضروری‌ترین کار، تغییر نگرش است.

استادی که پروژه درسی را به مسئله واقعی کشور وصل می‌کند، پایان‌نامه را به محصول یا خدمت قابل‌ارائه تبدیل می‌کند، کار تیمی را جایگزین فردمحوری می‌کند، شکست را به‌عنوان بخشی از یادگیری می‌پذیرد و دانشجو را به اکوسیستم نوآوری وصل می‌کندف، در واقع، در حال تربیت نسل نجات‌دهنده آینده است، نه فقط فارغ‌التحصیل.

دانشگاه؛ آخرین سنگر امید توسعه

با همه محدودیت‌ها، دانشگاه همچنان مهم‌ترین سرمایه کشور است. نه نفت، نه معدن، نه بودجه‌های کلان؛ سرمایه واقعی ایران، ذهن‌های جوانی است که هنوز می‌شود جهت داد. اگر دانشگاه به‌جای مقاله‌محوری صرف، مسئله‌محور شود، به‌جای مدرک، مهارت و جسارت بسازد، به‌جای رقابت فردی، همکاری جمعی را ترویج کند، می‌تواند موتور اقتصاد دانش‌بنیان باشد؛ اقتصادی که کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.

مسیر جدید؛ از دانشگاه به اکوسیستم نوآوری

دانشجویان امروز تنها نیستند. مسیرهایی وجود دارد مانند شتاب‌دهنده‌ها، سرمایه‌گذاران جسورانه و فرشته، صندوق‌های پژوهش و فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان اما ورود به این مسیر، نیازمند تغییر ذهنیت است؛
ذهنیتی که امنیت را نه در حقوق ثابت، بلکه در توان حل مسئله می‌بیند.

جمع‌بندی

ایران امروز بیش از هر چیز به نسل شجاع دانشگاهی نیاز دارد؛ دانشجویانی که منتظر آماده شدن شرایط نمی‌مانند و استادانی که به‌جای حفظ وضع موجود، جرأت تغییر دارند. امید جامعه، هنوز به دانشگاه است؛
نه به‌عنوان نهاد مدرک‌دهی، بلکه به‌عنوان خواستگاه حل مسئله، نوآوری و ساخت آینده. در همین مسیر، پلتفرم‌ها و مجموعه‌هایی شکل گرفته‌اند که تلاش می‌کنند فاصله دانشگاه، فناوری و بازار را کمتر کنند. «متراژ» نیز یکی از این بازیگران نوظهور در حوزه ژئوماتیک و فناوری‌های مکانی است که با تکیه بر تجربه چندساله در زیست‌بوم فناوری، می‌کوشد کنار دانشجویان، تیم‌ها و ایده‌های مسئله‌محور قرار بگیرد؛ نه از سر تبلیغ، بلکه از سر باور به این‌که آینده کشور، از همین دانشگاه‌ها شروع می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *